روانشناسی برتر

مشاوره خانواده

روانشناسی برتر

مشاوره خانواده

مشاوره خانواده و روانشناسی

۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کودکان منزوی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

تا می توانید با کودک خود حرف بزنید و به او گوش کنید

همانطور که می دانیم کودکان بی نظیرند. در جهت شناختن کودک خود عمل کنید، و فراموش نکنید شناسایی آنچه کودک شما را عصبانی و برافروخته می کند می تواند به شما در پیشگیری از عصبانیت و ناراحتی قبل از حادث شدن شرایط بروز این حالات کمک کند.

صحبت کردن با کودک و گوش دادن به حرفهایش می تواند به آنها کمک کند تا به خوبی آنچه پیش می آید را درک کنند:

برای مطالعه بیشتر: صحبت با کودک و نوجوان در مورد اضطراب

زبان: سعی کنید از عبارات مثبت استفاده کنید. آنچه می خواهید کودک با خواست خودش انجام دهد را به او بگویید نه آنچه او باید انجام دهد. به جای گفتن “اینجوری شلوغ کاری نکن” سعی کنید بگویید “لطفاً اسباب بازی هایت را مرتب کن.”    این یک از نمونه فرزندپروری مثبت است.
تن صدای خود را تغییر دهید: تن صدای شما ابزار قدرتمندی است. گاهی اوقات تغییر تن صدا یا درجه صدا می تواند برای توقف وضعیت آشفته یا مبادرت کودک شما به انجام کاری که شما می خواهید کافی باشد. این کار می تواند به طور برابری برای کودکان بزرگتر هم کارآمد باشد. اگر واکنش یا صحبت کردن شما به طرز کاملاً متفاوتی با آنچه مورد انتظار کودک شماست تفاوت داشته باشد او ممکن است متعجب شود.


گوش دادن: کودک شما زبان جدید و نیازهایش را محک می زند بلکه شنیده شوند.کودک خود را به صحبت کردن با خود ترغیب کنید و درکنارش بنشینید؛ آنها با این کار راحت‌ تر خواهند توانست با شما صحبت کنند و به حرفهای شما گوش کنند به شرطی که خواسته های آنها را به تعویق نیندازید.
احساسات: به کودک خود کمک کنید بتواند از عباراتی برای استفاده کند که توصیف کننده حالی که دارد باشد، حتی اگر زمان می برد، مثلا احساس غم دارم، عصبانی هستم و ….
توضیح: اگر شما مجبورید نه بگویید با آوردن دلیل و راهکارهایی خوب، “نه” بگویید “الان سارا داره با عروسک بازی می کنه بیا با هم بگردیم عروسک دیگه ای برات پیدا کنیم “.
کودک خود را درگیر کنید: تا جایی که ممکن است با آنها در مورد قوانین و آنچه شما از آنها انتظار دارید صحبت کنید. “رو راست باشید”.
بحث: همانطور که کودکان شما بزرگتر می شوند قوانین وضع شده را با آنها در میان بگذارید.

منبع:کانون مشاوران ایران-اصول درست صحبت کردن و گوش دادن به کودک
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

دراین مقاله با عنوان آموزش کودک و نوجوان، مفهوم آموزش را برای زمینه های اصلی که به حوزه تربیتی (شناختی ،هیجانی، جنسی، رفتاری و اجتماعی) مربوط می شود به کار نبرده ایم و قصد داریم ضرورت آموزش کودک و نوجوان را در چهار حوزه  به شرح زیر مورد بررسی قرار دهیم:

۱- آموزش خلاقیت

۲- آموزش زبان دوم

۳- آموزش موسیقی

۴– آموزش ورزش

زیرا در کشور ما نظام آموزشی با تمرکز بر امتحانات ورودی دانشگاه ها تنظیم شده و چندان به توانمندیهایی که بر عملکرد های کلی فرد تاثیر دارد نمی پردازند و لذا ضرورت آموزش توسط والدین از سنین پیش دبستانی را پر رنگ می کند. اکنون به شرح هر حوزه به شکل اجمالی می پردازیم.

آموزش خلاقیت:
یکی از چالش های والدین پرورش کودکی خلاق و با هوش است . فرزندی که مستقل و موفق که به درجاتی عالی تحصیلی نائل آمده است و تفکر خلاق از جمله تفکرات برتر محسوب می شود والدین خواهان بهترین ها برای فرزند خود هستند و اگر تفکر خلاق تفکر برتر است پس هر والدی خواهان آموزش آن به فرزندش می باشد اما خلاقیت را از چه سنی به کودک می توان آموخت ؟شیوه های آموزش آن چگونه است؟

تقریبا از ۵ سالگی سن مناسب آموزش خلاقیت آغاز  می شود کودکان در این سنین از قوه تخیل خوبی برخورداند و گاهی والدین از مواجهه با این تخیلات گیج و گنگ می شوند ، اما بهترین زمان است که به تخیلات کودک خود گوش فرا دهند او را ترغیب کنند تا توضیحات اضافی بدهد و حتی به طرح سوالاتی از کودک بپردازند. خود الگوی باشند که با یک اسباب بازی فقط یک جور بازی نکنند در نقاشی ها ایده اینکه آیا می شود آسمان را رنگ دیگری کشید را بیان کنند تا کودک را به تفکر ترغیب کنند.

علاوه بر این وظیفه والدین است که خلاقیت کودک را شناسایی و از آن حمایت کنند مثلا اگر شاهد یک نقاشی باشند که سیب ها بنفش کشیده و آسمان سبز کشیده شده باشد نباید کودک را به اشتباه کردن متهم و  به اینکه باید از واقعیت تعبیت کند ترغیب کرد، این نوعی از خلاقیت است لذا بر والدین واجب است در اینجا خلاقیت کودک را شناسایی و از آن حمایت کنند و با گفتن  جملاتی؛ درک خود را از نقاشی کودک ابراز کنند. علاوه بر این تفکر خلاق بدین جهت از جمله تفکرات برتر است که در بعد رفتاری، هیجانی و تصمیمات فرد بروز می کند . فرد خلاق تصیمات بهتری می گیرد با مشکلات بهتر برخورد می کند و حل مسئله بهتری نیز دارند ، چرا؟ زیرا  می تواند به انواع راه حل ها ، حتی آنهایی که تا به حال به ذهن کسی خطور نکرده است فکر کند و چه کسی این تفکر را و از چه زمان به او آموخته است؟ والدین و آموزگاران و مربیان از دوران کودکی و سالهای پیش از دبستان از حدود ۵ سالگی. وقتی کودک دچار مشکل می شود و مثلا اسباب بازی اش خراب می شود و گریه و دادش بلند می شود چه راه حل هایی وجود دارد، اینکه ببریم پیش بابا بزرگ اگر شد درستش کنیم ، خریدن یک اسباب بازی تازه ، بازی جدیدی با همان اسباب بازی خراب و …خلاقیت به کودک می آموزد تا با مشکلات ، آسان تر و با ذهن بازتری برخورد کند و مغلوب مشکلات نشود بنابراین وقتی به فرزند خود خلاقیت را می آموزید به او آموزش داده اید تا در آینده فردی موفق تر و زندگی راحت تر و شادتری داشته باشد ، لذا بر والدین واجب است که به کودک خود خلاقیت را بیاموزند.

آموزش زبان دوم:
با توجه به اینکه در قرن حاضر در دهکده جهانی زندگی می کنیم و نیاز به ارتباط با سایر مردمان کشورها در هر رشته و حوزه ای مطرح است لذا یکی از دغدغه های والدین آموزش زبان دوم به کودک خود می باشد اینکه از چه زمان شروع به آموزش زبان دوم کنند؟ در مورد زمان دقیق آموزش زبان دوم توافق نظری وجود ندارد، اما آنچه واضح و روشن است این است که قبل از اینکه زبان اول یا همان زبان مادری پیشرفت لازم را نکرده یا اینکه زبان مادری جا نیفتاده و کودک تسلط کامل بر زبان مادری پیدا نکرده باشد ،مانند کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می کنند یا حرف خاصی را نمی توانند تلفظ کنند یا برخی کلمات را جابه جا ادا می کنند هنوز آماده آموزش زبان دوم نیستند به عبارتی دیگر زبان اول یا همان زبان مادری به عنوان پایه برای یادگیری زبان دوم محسوب می شود کودکی که در زبان مادری مشکل دارد در یادگیری زبان دوم نیز موفق نخواهد شد. آموزش بی موقع زبان دوم باعث  می شود یادگیری زبان اول با تاخیر و مشکل همراه شود و فرد در یادگیری زبان دوم نیز دچار دیر آموزی شود.

در بررسی های انجام شده سن ۵ سالگی به عنوان زمان مناسب برای آموزش زبان دوم انتخاب شده است زیرا کودک از لحاظ رشد حنجره به درجه مناسبی رسیده است تا هم زبان دوم را به خوبی صحبت کند و هم در ادای زبان مادری به درجه ای از تسلط رسیده است. در آموزش زبان دوم کودک نباید تحت فشار باشد و میزان یادگیری او اهمیتی ندارد  بلکه شروع و ایجاد اشتیاق و علاقه در کودک برای یادگیری زبان دوم بسیار مهم است با توجه به تفاوت دیدگاه در مورد شروع آموزش زبان دوم مجموع تحقیقات نشان داده شروع آموزش بعد از ده سالگی موفقیتی در بر نخواهد داشت و اگر خیلی زود شروع شود منظور دو یا سه سالگی است ممکن است تداخل در یادگیری زبان اول ایجاد کند . نتایج بررسی های متخصصان آموزش کودک نشان داده که کودکانی که زبان دوم را می آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت، تبحر بیشتری دارند و قوه استدلال ، درک و توانایی ذهنی آنها پیشرفته تر از همسالانشان است.

آموزش موسیقی:
امروزه تحقیقات نشان داده است که موسیقی اثر مثبتی بر رشد مغز در مراحل مختلف از دوران جنینی تا سالمندی دارد و همچنین اثر مثبت موسیقی بر روی سیستم های حسی ، حرکتی ، هیجانی، هوشیاری و عاطفی دارد. موسیقی قدرت تخیل و تمرکز کودک را تحریک و اثر مثبتی بر آن دارد . روانشناسان کودک نیز تاکید می کنند که آموزش موسیقی در سنین پایین منظور سالهای پیش از دبستان می باشد در بالا بردن سطح هوش و توانایی های ذهنی موثر است و باعث تقویت در پاسخدهی شنوایی و حافظه کودک می شود همچنین این کودکان در درس ریاضیات پیشرفت تحصیلی بالاتری دارند. در یک تحقیق مشخص شده است احتمال قبولی در رشته پزشکی و شیمی توسط دانشجویانی که یک ساز موسیقی می نوازند بالاتر است زیرا یادگیری موسیقی در سنین پایین باعث افزایش سرعت پردازش می شود.

دلیل تاکید بر آموزش موسیقی زیر سن ۷ سالگی نوعی توانایی پایه است به نام BMC(Basic Music Competence) یعنی توانایی خارج نخواندن و با ریتم پیش رفتن. هیچ کودکی بدون این توانایی نمی تواند ساز بنوازد و این توانایی به شرطی در کودک ایجاد می شود که والدین تجربه گوش دادن به درست خواندن و درست نواختن و حرکت با ریتم درست را در سال های اولیه یعنی حدود سه تا پنج سالگی در اختیار کودک قرار دهند و بهترین سالهای شروع آموزش موسیقی که عمدتا شناخت اصوات زیر و بم و ریتم می باشد و همچنین آموزش ارف بین سه تا پنج سالگی است.

آموزش ورزش:
در حالیکه بسیاری از سلولهای بدن می توانند از منابع مختلفی برای تامین انرژی مورد نیاز خود استفاده کنند اما سلول های مغزی تقریبا فقط از گلوکز برای انرژی زایی استفاده می کنند.

منبع:کانون مشاوران ایران-آموزش کودک و نوجوان
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

راهنمایی کامل برای تشویق یادگیری در کودکان خردسال:

کودکان یک مخرن ذخیره داخلی (درایو) برای اکتشاف دارند. فرزندانتان را به مشاهده ی جهان و شگفت زدگی و تعجب برای هرچیزی که درآن است تشویق کنید. ماریا مونتسوری معتقد بود که همه ی بچه ها مانند “دانشمندان کوچک” رفتار می‌کنند، به طوری که آنها مشتاق مشاهده و ساختن اکتشافات “چه چیزی می شود اگر” در مورد جهانشان هستند. نوزادان و کوکان نوپا محیط را تست می کنند تا مشاهده کنند چه اتفاقی می افتد زمانی که بطور مثال یک اسباب بازی را از بالای صندلی بلند خود رها می‌کنند یا در حمامشان با آب بازی می‌کنند.این درایو مربوط به اکتشاف همچنان با رشد آنها توسعه پیدا می کند و آنها در چیزهایی که برایش تلاش میکنند مخاطره پذیرتر می شوند، از ساختن گل و لای به هم ریخته در باغ تا ایجاد یک پرورشگاه کرم در اتاق نشیمن.

کودکان با تصورات حیرت آور و تمایلات شدید برای کشف جهان متولد می شوند. تشویق این مورد در کودکتان – به او درکشف زیبایی ها و شگفتی های تمام چیزهای اطرافش کمک می کند.

دیدگاه کودک نسبت به جهان

به یاد داشته باشید که جهان کودکان شما بسته تر و کوچک تر از زمین است. دیدن جهان از نقطه نظر او می تواند به شما کمک کند تا حس شگفتی یک کودک خردسال را کشف کنید. سرعت آهسته ی حرکت  جهان او را به خاطر داشته باشید.راهنمایی کردن کودکتان را ادامه دهید و آماده ی توقف و بررسی هر آنچه که توجه او را جلب می کند باشید- برای مثال یک پینه دوز یا یک گل: زمانی که او اتلاف وقت می کند ناشکیبا نباشید- با سرعت او سازگار شوید.

بهترین روش برای یادگیری کودکان کارکردن با اشیا است نه حرف زدن در مورد آن ها. این امر مخصوصا وقتی که آن ها جوان (خردسال) هستند مناسب است اما این امر همچنین برای کودکان بزرگ تر و حتی بزرگسالان هم کاربردی است. وقتی بچه ها جوان (خردسال) هستند نه تنها چیزهایی را یاد می گیرند بلکه یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند.هیچ کتابی با استفاده از کلمات و تصاویر برای توصیف جهانی که پیرامون یک جوی کوچک  یا زیر یک کنده ی پوسیده وجود دارد، نمی تواند جایگزین ارزش وقت گذاشتن برای مطالعه ی دقیق چیزهای واقعی شود. کتاب ها و دیگر مواد به کودکان کمک می کنند تا قدرت درک و تجربه را با هم در ذهنشان ایجاد کنند، اما اساس باید بر مبنای مشاهده ی مستقیم و تجربه ی دستکاری کردن گذاشته شود.

جهان بیرون از خانه

کودکان دوست دارند آزاد باشند، در اطراف بچرخند، از درخت بالا روند،انواع توت ها را بچینند، و مخروط های کاج ها را جمع آوری کنند.آنها از کمک به مراقبت از باغ خانواده و تغذیه حیوانات کوچک مثل اردک، خرگوش و مرغ لذت می برند.آن ها خاطرات مادام العمر خود را از روزهایی که صرف پیاده روی با پدر و مادر خود در جنگل، بازی در یک نهر و راه رفتن در امتداد ساحل به دنبال یافتن صدف حلزون می کنند، تشکیل می دهند.شما احتمالا زندگی آزاد فرزندتان را با بیرون بردن او برای گشت و گذار و کمی پرسه زدن با او یا گرفتن او درپشت کولتان آغاز می کنید.

زمانی را برای معرفی او به جهان خودتان اختصاص دهید. حتی نوزادان بسیار کوچک هم جذب مناظر و صداهای بیرونی می شوند-عبور ابرها بالای سر، چشم انداز و بوی گل در باغ، باد و صدای خش خش برگ درختان. همه ی اینها تاثیر قوی و ماندگاری بر جای می گذارند. اینکه آیا تابستان، پاییز، بهار یا تابستان است، هرفصلی زیبایی های مخصوص به خودش را دارد، به چیزهای کوچک اشاره می کنند: یک گل کوچک بیرون آمده از دل برف، یک صدف حلزون زیبا، یک برگ زیبا و کامل. همان گونه که بچه شما بزرگ تر می شود،همانطور که شما درحال راه رفتن هستید شروع کنید به اشاره کردن به چیزهای اشنا در اطراف خود: “نگاه کن اینجا خانه ی مادربزرگ است! گل هایی که او بیرون از خانه اش پرورش می‌دهد چقدر دوست داشتنی هستند!” یا “خدای من، تو می توانی لانه هایی که پرنده ها در درخت ساخته اند را ببینی؟ آنها بعضی روزها تخم می گذارند، و سپس پرندگان کوچکی آن بالا خواهند داشت” .در زمستان وقتی شما ردپای حیوانات را در برف تازه می بینید می پرسید”چه کسی در اینجا راه رفته است؟”


ناظران سیاره

ایده ی دیگر مونتسوری این است که کودکان ناظران زمین هستند و باید یاد بگیرند از مکانهای دور دستی مانندجنگل های انبوه، پوشش های یخ، همچنین طبیعت درون شهر و حومه محافظت کنند و آنها را برای آینده حفظ کنند. به فرزندانتان آموزش دهید که به زندگی احترام بگذارند. درکل، ما همه بخشی از شبکه زندگی  و وابسته به تعادل ظریف درون این جهان طبیعت، برای وجود خودمان هستیم. به عنوان مثال، بچه ها اغلب یاد می گیرند که به زمین به عنوان”خاک کثیف” فکر کنند، اصطلاحی که در بسیاری از مردم چیزی تند و زنننده را تداعی می کند.

به بچه ها آموزش دهید که به خاک غنی و به تمام حیاتی که آن (خاک) به سیاره ما می بخشد احترام بگذارند، به ضرورت مواظبت ازتمام موجودات زنده تاکید کنید. به فرزندتان آموزش دهید که برگ و گل ها را بی هدف نچیند و سپس آنها را به اطراف پرتاب نکند،و فقط آنها را برای یک هدف خوب جمع آوری کند. این خوب است که گاهی اوقات گلهای وحشی را جمع آوری کنید، سپس آنها را خشک یا پرس کنید یا آنها را در گلدان آب قرار دهید تا برای مدت زمانی که امکانش هست حفظ شوند.اما هرگز در چیدن هر گل وگیاهی زیاده روی نکنید. به فرزندتان آموزش دهید که به آرامی بر روی زمین راه رود و تنها به این فکر کند که به چه چیزی نیاز دارد. به فرزند خود یاد دهید که از جنگل ها و مراتع لذت ببرد و چیزی را آنجا رها نکند (زباله نریزد).

به او آموزش دهید که هرگز به بستر نرو اگر دیدی که زباله ای بر روی زمین افتاده است، آن را بردار و نگه دار تا زمانی که بتوانی دورش بیاندازی. این امر به ویژه در مورد بطری ها، شیشه های شکسته، قوطی ها و کیسه های پلاستیکی که نه تنها ناخوشایند هستند بلکه همچنین می توانند به حیوانات هم آسیب برسانند صدق می کند. قوطی ها و شیشه های شکسته را با احتیاط جمع آوری کنید، شما ممکن است که یک کیسه ی پارچه ای قدیمی را بر روی شانه تان حمل کنید، همان طور که فرزندتان بزرگ تر می شود به او یک کیسه بدهید تا او هم زباله ها را جمع آوری کند.

منبع:کانون مشاوران ایران-کودکان؛ دانشمندان کوچک
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

کودکان برونگرا، خصوصیات کودک درون گرا چیست ؟
کودکان برونگرا معمولا افرادی اجتماعی هستند و جمع و شلوغی را دوست دارند و بیشتر دلشان می خواهد در انجام کارهای تیمی شرکت کنند ولی در مقابل آن ها کودکان درونگرا وجود دارد که دلشان می خواهد اوقات فراغت خود را به تنهایی بگذراند.

به طوری که کودکان درونگرا حوصله جمع های شلوغ را ندارند و اگر در آن جمع ها باشند احساس کلافگی می کنند و کودکان برونگرا تنهایی برای آن ها کلافه کننده و بسیار خسته کننده می باشد.

کودکان برونگرا اگر به آن ها حق انتخاب بدهید هیچ وقت تنهایی را انتخاب نمی کنند و همیشه دلشان می خواهد با افرادی در ارتباط باشند.

باید به کودک برونگرا مهارت های اجتماعی را به خوبی آموزش داد وگرنه با مشکلاتی رو به رو خواهند شد و آسیب های روحی را تجربه می کنند.

به عنوان نمونه کودک برونگر به آسانی با همه افراد و غریبه ها دوست می شود و می تواند این حس رفاقت بدون آشنایی خطرناک باشد.

والدین باید شخصیت کودک خود را بشناسند و با کمک گرفتن از مشاور اطلاعات خود را در زمینه برونگرایی و درونگرایی و آنچه برای تربیت این کودکان لازم است افزایش دهند.

کودکان برونگرا
به اعتقاد روانشناسان، ویژگی های برونگرایی و درونگرایی یک ویژگی فطری می باشد که کودک با آن به دنیا می آید و نمی توان در آن تغییراتی ایجاد کرد.

کودکان برونگرا
کودکان برونگرا
ولی تربیت و میزان روابط اجتماعی والدین می تواند تاثیر گذار باشد و به مقدار بسیار کمی بر روی شخصیت کودک تاثیر بگذارد.

کودکانی که برونگرا هستند تحریک مغزی بسیار بالایی دارند و دلشان می خواهد فعالیت های هیجان انگیزی را انجام دهند تا بتوانند لذت را به خوبی حس کنند.

کودکان برونگرا بیشتر دوست دارند با افراد در ارتباط باشند و علاقه بسیاری به برقرار کردن روابط اجتماعی دارند و به بازی و فعالیت های گروهی علاقه بسیاری دارند و تنها ماندن و سکوت را نمی توانند تحمل کنند و احساس کلافگی به آن ها دست می دهد.

ولی کودکان درونگرا کاملا برعکس هستند، تحریک مغزی آن ها پایین است و در شلوغی برآشفته می شوند و ترجیح می دهند تنها و در سکوت باشند.

والدین کودکان درونگرا به دلیل اینکه کودکشان روابط اجتماعی کمتری دارد یا علاقه به جمع ندارند نگران هستند و در زمینه آموزش مهارت های اجتماعی احساس نگرانی می کنند.

اما افراد برونگرا نیز اگر به درستی تربیت نشوند مشکلات بسیاری در روابط اجتماعی برای آن ها به وجود خواهد آمد.

خلق کودک از همان سال های اولیه کودکی مشخص می شود و والدین باید با این ویژگی ها به خوبی آشنا شوند تا بتوانند شیوه تربیتی صحیح را انتخاب کنند چون هر کدام از گروه ها تفاوت های ذاتی خاصی دارد.

یکی از مهم ترین نکاتی که در مورد درون گرایی و برون گرایی باید در نظر گرفته شود این است که این دو به عنوان طیفی از حالات خلقی هستند و کودکان برونگرا بعضی اوقات نیاز به سکوت و تنهایی دارند.

همچنین میزان بروز برونگرایی در افراد متفاوت است مثلا کودکی که در خانواده شلوغ و پر جمعیت زندگی می کند با کودکی که در یک خانواده درون گرا زندگی می کند رفتارهای متفاوتی خواهد داشت.

در مورد خلقیات کودک این نکات را در نظر بگیرید و بر اساس این نکات با آن ها رفتارهای صحیح داشته باشید.

منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-کودکان برونگرا، خصوصیات کودک درون گرا چیست ؟
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

کودکان با استعداد، طبق تعریف، “کسانی هستند که در زمینه های عقلی، خلاق، هنری، ظرفیت رهبری، یا رشته های خاص دانشگاهی قابلیت اجرائی بالایی از خود ظهور می دهند، و محتاج به خدمات و فعالیت هایی که رشد چنین قابلیت هایی معمولا توسط مدرسه فراهم نشده است.”

بیشتر بخوانید: تشخیص تیزهوشی (استعداد) کودک

تفاوت های بیولوژیکی

بین کودک با استعداد و کودکان تیپیکال یا نوعی، تفاوت های زیستی وجود دارد. به نظر می رسد کودک با استعداد، تولید سلولیِ پیشرفته ای دارد که همچنین فعالیت سیناپسیِ او را هم افزایش می دهد. همگی اینها به یک فرآیند فکریِ رو به افزایش علاوه می شود. به نظر می آید که عصب های داخل در مغزِ یک کودک با استعداد از نظر بیوشیمیایی بسیار بیشتر باشد و، در نتیجه، الگوهای مغزی که رشد می کنند قادر هستند افکار پیچیده تر را پردازش کنند. ظاهرا فعالیت کورتکس در پیش پیشانیِ مغز بیشتر است، که منجر به بصیرت و تفکر شهودی می شود. کودکان با استعداد، فعالیت موج آلفای بیشتری در مغزشان دارند. آنان نه تنها فعالیت موج آلفای سریع تری از کودکان تیپیکال یا نوعی دارند، بلکه آن را به مدت بیشتری هم نگه می دارند. این امر به آنها امکان یادگیری راحت تر و با تمرکز بیشتری را همراه با حفظ و یکپارچگی وسیع می دهد. تناوب های مغزیِ کودکِ با استعداد غالباً زیاد رخ می دهد، و همین امر به او اجازه ی تمرکز، توجه، پژوهش و بررسی می دهد.

لینک کاربردی: بسته ارزیابی شخصیت و هوش کودک

ویژگی های رایج

برخی ویژگی های عام هستند که ممکن است کودکِ با استعداد، صاحب آن باشد. کودک با استعداد ممکن است چنین باشد:

خود تنظیم گر، مستقل، غالباً ضد اقتدارگرا.
شوخ طبع در تقلید کاری
قادر به مقاومت در برابر فشار گروهی، استراتژی که در ابتدا رشد یافته است


انطباق پذیرتر و ماجراجوتر
رواداری بیشتر با ابهام و زحمت
رواداری کم برای ملال
ترجیح پیچیدگی، بی تقارنی، پایانِ گشوده
توانایی زیاد در تفکر واگرا
حافظه ی بالا، توجه خوب به جزئیات
زمینه ی دانش گسترده
نیاز به دوره های اندیشه
نیاز به جو حمایتی، حساس به محیط پیرامون
نیاز به شناختگی، نیازمند فرصت فعالیت های شراکتی
ارزش های زیباشناختیِ بالا، قضاوت زیباشناختیِ خوب
آزادتر در پرورش یکپارچگیِ نقش جنسی؛ نبودِ احراز هویت کلیشه ایِ زنانه/مردانه.

منبع:کانون مشاوران ایران-کودک با استعداد کیست؟
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

قصه های کودکانه

قصه های کودکانه، قصه های کودکانه جدید دخترانه، قصه کودکانه برای خواب در این مقاله آمده است. قصه های کودکانه نقش مهمی در تربیت و پرورش کودک دارند، در ادامه قصه های آرامبخش کودکانه  ذکر شده است که به بهبود خواب و شرایط کودک نیز کمک می کند بنابراین آن را از دست ندهید.

قصه های کودکانه
قصه های کودکانه باعث می شود که کودک تخیل خود را بهتر پردازش دهد در حقیقت داستان کودک فواید زیادی دارد که در ادامه ذکر شده است:

تخیل و خلاقیت را تحریک می کنند.
به ایجاد احساس همدلی با دیگران کمک می کنند.
کمک می کنند تا با ترس های خود مبارزه کنند.
باعث پرورش حافظه می شود.
مهارت های زبانی را توسعه می دهد.
ظرفیت ادراک و درک را گسترش می دهند.
دایره لغات کودک را غنی می سازد.
یک پیوند خانوادگی بسیار مهم ایجاد می کند.
عادت به خواندن، عشق به کتاب را تشویق می کنند.
محرک بصری قوی است
اطلاعات کودک افزایش می یابد.
اگر عصبی باشند در آرام کردن آن ها بسیار موثر هستند.
۱.داستان شاهزاده شاد
روزی روزگاری یک شاهزاده بود، اما نه هر شاهزاده ای، او یک شاهزاده شاد بود. در زمان سلطنت او صلح و رفاه وجود داشت، به طوری که هنگام مرگ او، همه ساکنان شهر تصمیم گرفتند به افتخار او مجسمه ای تماما طلایی، با یاقوت کبود برای چشم و یاقوتی بر روی قبضه شمشیر، برپا کنند.
بنابراین از آن روز مجسمه شاهزاده شاد همیشه مردم شهر را همراهی می کرد. اما سال ها گذشت، آنقدر زیاد که مردم تقریباً فراموش کردند که چرا به آن مجسمه “شاهزاده خوشبخت” می گفتند. یک غروب اواخر تابستان، پرستویی که برای گذراندن زمستان در گرما به سمت جنوب پرواز می کرد، تصمیم گرفت در پای مجسمه استراحت کند.

پرستو فکر کرد، اینجا پناهگاهی خواهم یافت. می خواست سر کوچکش را زیر بالش بگذارد تا بخوابد که قطره ای روی او افتاد. او به آسمان نگاه کرد، اما همه را پر ستاره و بدون ابر دید، با خود فکرکرد چه چیز عجیبی، با وجود آسمان صاف باران می بارد. دوباره یک قطره دیگر روی او افتاد، سرش را بلند کرد و چیز عجیبی ندید.

پرستو ناراحت شد و با خود فکر کرد این مجسمه حتی نمی تواند مرا از باران پناه دهد، با نگاهی به صورت شاهزاده شاد گفت و آن وقت بود که یک قطره دیگر درست روی سرش افتاد. پرستو بلند گفت: این قطرات باران نیستند، اشکی هستندکه از چشمان مجسمه می‌بارند، پس پر زد و رفت تا بهتر ببیند.
پرستو پرسید، چرا گریه می کنی؟
مجسمه گفت: من شاهزاده شاد هستم و گریه می کنم زیرا از اینجا می توانم تمام بدبختی های مردمم را ببینم و این من را بسیار غمگین می کند.

پرستو که تحت تأثیر قرار گرفته بود گفت: «بسیار متاسفم».
مجسمه گفت: پرستو عزیز، می تونی کمکم کنی. پایین در آن خانه یک زن بسیار فقیر است، او گلدوزی می کند اما پول کافی برای درمان فرزند بیمار خود را ندارد. یاقوتی را که در شمشیر است برایش می بری؟
پرستو گفت: اما من باید به سمت جنوب پرواز کنم.
اما نگاه اشک آلود شاهزاده باعث شد نظر خود را تغییر دهد پس گفت: باشه، فقط امشب اینجا می مونم و کمکت می کنم.

پرستو یاقوت را گرفت و برای زن برد و وقتی پسرش را با تب شدید در رختخواب دید، لحظه ای روی صورتش ایستاد تا با بال زدنش او را کمی خنک کند. سپس نزد شاهزاده شاد بازگشت و استراحت کرد.
عصر روز بعد پرستو به شاهزاده گفت که می رود.

در اینجای قصه های کودکانه، شاهزاده گفت: پرستو ، یک شب دیگر بمان. مرد جوانی را می بینم که گرسنه است و در سرما در آن خانه زندگی می کند، یکی از یاقوت های کبود را که چشمان من است بردار و برایش ببر.

پرستو در آن زمان اعتراض کرد، اما شاهزاده اصرار کرد و پرستو را راضی کرد و یاقوت کبود را برای مرد جوان برد.

روز بعد پرستو سعی کرد با شاهزاده خداحافظی کند، اما شاهزاده او از او خواست که یکشب دیگر نیز بماند و به پرستو گفت که یک دختر کبریت فروش را دیده که حتی یک کبریت هم نفروخته بود و مطمئناًغذایی برای خوردن ندارد.

شاهزاده شاد گفت: “یاقوت کبود چشم دیگرم را برایش ببر.”
پرستو گفت: اما در آن صورت شما کور خواهید شد!
مجسمه گفت: مهم نیست.
پس پرستو یاقوت کبود را گرفت و برای دخترک کبریت فروش برد.
پرستو نزد شاهزاده برگشت و متوجه شد که چهره او آرام تر است. اما حالا نابینا شده بود و نمی توانست او را تنها بگذارد.

پرستو گفت: حالا دیگر نمی توانی مردم شهرت را ببینی… من در کنارت می مانم و چشمانت خواهم بود
مجسمه گفت: ولی پرستو من تو باید بری جنوب!
اما پرستو نمی خواست او را ترک کند و شروع به پرواز در سراسر شهر کرد و هر آنچه را که دید به او گفت. وقتی با گدا، فقیر یا نیازمندی روبرو می شد، از بدن مجسمه شاهزاده شاد، ورق طلایی کوچکی برمی داشت و برایشآن می برد.

تا اینکه مجسمه شاهزاده شاد کاملاً خاکستری و برهنه شد، بدون اینکه حتی یک برگ طلایی روی آن باشد.
اما اکنون ساکنان شهر کمی شادتر بودند. سرانجام لبخند بزرگی روی صورت شاهزاده بود و پرستو هرگز از همراهی با او دست برنداشت.

نتبجه اخلافی: همه ما می‌توانیم کارهای زیادی برای کمک به دیگران انجام دهیم و داستان شاهزاده شاد نشان می‌دهد که حتی یک مجسمه هم می‌تواند دیگران را شاد و خوشحال سازد. این افسانه به ما می آموزد که بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که باارزش ترین چیزهایی را که داریم را به دیگران اهدا کنید.

۲. داستان کلاع
روزی روزگاری یک کلاغ زندگی می کرد که همه بال هایش سیاه بود. یک روز در حالی که بر فراز جنگل پرواز می کرد، طاووس های زیبایی را در یک چمنزار دید. سپس بالای شاخه درخت ایستاد تا آن ها را تحسین کند. طاووس ها به زودی متوجه شدند که کلاغ روی شاخه نشسته است و آنها را تماشا می کند بنابراین دم های خود را تکان دادند. کلاغ که از زیبایی دم آنها خیره شده بود، پرواز کرد.

پس رفت تا خود را در آب نگاه کند و خود را چنان زشت دید که از شرم تصمیم گرفت دیگر خود را نشان ندهد. او که به رفتار باشکوه و پرهای پر زرق و برق طاووس ها حسادت می کرد، هر روز مخفیانه آن ها را نگاه می کرد.

به مرور کلاغ متوجه شد که در سراسر چمنزار چند پر وجود دارد که از دم طاووس ها افتاده و روی چمنزار باقی مانده است. بنابراین تصمیم گرفت تا غروب آفتاب منتظر بماند تا بتواند مخفیانه آن ها را جمع کند. به محض اینکه موفق به جمع آوری پنج عدد شد، پرواز کرد و در مکانی سرپناه پنهان شد و با کمی چسب آن ها را به دم خود چسباند.

صبح روز بعد او برای تحسین دم طاووس جدیدش در آب برکه رفت و فکر کرد: «حالا من هم به زیبایی طاووس ها هستم. من پیش کلاغ‌هایم می‌روم و آن ها را از حسادت می‌میرم!» کلاغ سپس نزد دوستانش رفت که با دیدن او واقعاً حسادت کردند. اون دم با پرهای طاووس واقعا زیبا بود.

اما متأسفانه کلاغ دوستانش را مسخره کرد و به آن ها گفت که آن ها زشت و پر کچل هستند، دوستان کلاغ نیز به او گفتند که دیگر نمی خواهند او را ببینند.

کلاغ پرواز کرد و رفت تا روی شاخه درختی که معمولاً طاووس ها را از آنجا تماشا می کرد بشیند. او فکر کرد: «کلاغ ها لیاقت من را ندارند، بهتر است با طاووس ها زندگی کنم. از آنجایی که من اکنون به زیبایی آن ها هستم، آن ها حسادت نخواهند کرد.”
و بنابراین کلاغ در میان طاووس ها به علفزار پرواز کرد و با خوشحالی به آن ها سلام کرد. اما طاووس‌ها با دیدن این کلاغ که چند پر زیبا به دمش چسبیده‌اند عصبانی شدند زیرا فکر می کردند که پرهای آنان را دزدیده است.
آن ها شروع به دویدن به دنبال او کردند تا او را بیرون کنند و همچنین سعی کردند او را نوک بزنند. سرانجام کلاغ مجبور شد پرواز کند و برود.

کلاغ تحقیر شده و غمگین پرهای طاووس را از دمش جدا کرد و با سرافکندگی به سوی کلاغ های همنوع خود برگشت که با خنده و شوخی از او استقبال کردند، زیرا دوستان همیشگی او بودند.

منبع:کانون مشاوران ایران-قصه های کودکانه
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

برونشیت در کودکان به صورت اپیدمی، بیشتر در کودکان کمتر از ۲۴ ماه و بین ۲ تا ۶ ماه رخ می دهد. ویروس از مجرای تنفسی فوقانی به نایژه میانی و کوچکتر پخش می شود و باعث پاسخ التهابی می شود. عفونت ممکن است در نوزادانی که مادرانشان سیگار می‌کشند شایع‌تر باشد، به‌ویژه اگر مادر در دوران بارداری نیز سیگار می کشیدند. به نظر می رسد کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند کمتر تحت تأثیر این ویروس قرار می گیرند.

برونشیت چیست؟
برونشیت بیشتر در اثر عفونت های زیر ایجاد می شود:

ویروس سنسیشیال تنفسی (RSV)
ویروس سرماخوردگی
ویروس پاراآنفلوانزا
سایر ویروس ها
عفونت با هر یک از این ویروس ها می تواند باعث التهاب راه هوایی شود. این امر راه های هوایی را باریک می کند و جریان هوا را به داخل و خارج از ریه ها کاهش می دهد، در موارد شدید، سطح اکسیژن در خون پایین آمده و این باعث علائمی می شود که در ادامه ذکر شده است.

علائم و نشانه های برونشیت
برونشیت با علائمی مانند سرماخوردگی شروع می شود که شامل:

آبریزش بینی
عطسه
تب خفیف
سرفه
پس از چند روز به مرور کودکان دچار مشکل تنفسی شدید می‌شوند و تنفس سریع‌تر و سرفه بدتر می‌شود. بازدم کودک اغلب با صدای بلند ( خس خس سینه ) همراه است، البته اکثر کودکان فقط علائم خفیف دارند و هوشیاری، شادی و اشتهای خوبی دارند.

کودکانی که به صورت شدید تر مبتلا به بیماری می شوند، تنفس سریع و کم عمقی دارند که عضلات تنفسی را تحت فشار قرار می دهد و باعث گشاد شدن سوراخ های بینی می شود، به دلیل استفراغ و نوشیدن ضعیف، دچار کم آبی شوند و اغلب تب بالایی دارند. برخی از کودکان نیز دچار عفونت گوش می شوند.

پیشنهاد مشاور: دلایل اصلی گریه نوزادان

نوزادان نارس یا کودکان خردسال کمتر از ۲ ماه گاهی اوقات دچار دوره هایی می شوند که در آن تنفس برای مدت کوتاهی متوقف می شود (آپنه). در موارد بسیار شدید و غیرعادی، کودک ممکن است به دلیل کمبود اکسیژن، اطراف دهانش کبود شود.

پیشگیری
بهترین راه برای پیشگیری از برونشیت در کودک نوپا این است که از تماس با افرادی که سرماخورده یا آنفولانزا دارند خودداری کنید. ویروس یا از طریق قطرات موجود در هوا (حدود ۲ تا ۳ متر) به عنوان مثال از طریق عطسه یا سرفه یا از طریق تماس با اشیاء آلوده منتقل می شود.

در حالت ایده آل، افراد بیمار باید حداقل سه متر از نوزاد فاصله بگیرند. این ویروس می تواند چندین ساعت روی اشیایی مانند اسباب بازی ها، حیوانات عروسکی یا کتاب زنده بماند.

سایر اقدامات احتیاطی عبارت هستند از:

پنجره ها را در هوای مناسب باز کنید تا هوای خانه تازه شود.
از مکان‌های پرتردد خودداری کنید (وسایل نقلیه عمومی، مهدکودک‌ها، مراکز خرید و غیره)
دست‌های خود را مرتب بشویید.
تماس با افرادی که تب یا سرماخوردگی دارند را محدود کنید. اگر کودک شما تازه متولد شده است، به خصوص نوزاد نارس، از بودن در اطراف افراد مبتلا به سرماخوردگی خودداری کنید.
در صورت سرفه یا عطسه دهان و بینی خود را با دستمال بپوشانید. دستمال را دور بیندازید. سپس دستان خود را بشویید. اگر آب و صابون در دسترس نیست، از ضدعفونی کننده دست استفاده کنید
کودک خود را از هر کسی که سرماخوردگی، تب یا آبریزش بینی دارد دور نگه دارید.
تشخیص
عفونت  که در ابتدا به صورت سرفه و احتقان بینی ظاهر می شود و ممکن است با یک سرماخوردگی ساده اشتباه گرفته شود. ولی ویژگی هایی مانند کاهش اشتها و مشکل در بلع ناشی از مشکلات شدید تنفسی. هنگامی که اولین علائم ظاهر می شود به دلیل برونشیت کودک رخ می دهد.

پیشنهاد مشاور: افزایش ایمنی نوزاد و کودک

علاوه بر این، صداهای مشخصه ای در حین تنفس ممکن است به دلیل درگیری راه های هوایی به دلیل وجود مخاط و التهاب آن ظاهر شود، به همین دلیل صدای تنفس از علائم برونشیت در کودکان است.

در این هنگام ویزیت مهم است: اگرچه درمان خاصی وجود ندارد، اما با تشخیص به موقع علائم و با مداخله سریع اطفال می توان از بستری شدن در بیمارستان جلوگیری کرد که در صورت بدتر شدن پویایی تنفسی ناشی از برونشیولیت ضروری است.

آیا برونشیت خطرناک است؟
برونشیت در کودکان خطرناک است بله، زیرا ممکن است که منجر به تنگی نفس شود. در این صورت نوزادان باید برای نظارت در بیمارستان بستری شوند و در صورت نیاز به آن ها حمایت تنفسی ارائه شود. گاهی اوقات حدود ده روز بستری در بیمارستان لازم است بنابراین در صورت مشاهده علائم گفته شده باید به متخصص مراجعه کنید. 

منبع:کانون مشاوران ایران-برونشیت در کودکان
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

اگر روز آغاز خوبی داشته باشد، امکان بیشتری وجود دارد که هم والدین و هم بچه‌ها روز خوبی در پیش داشته باشند. با این حال، ما اغلب چنان گرفتار عادت‌ها و وظایفمان در زمینه بیدار کردن به موقع، مراقبت از بهداشت کودک، فراهم آوردن غذا، رسانیدن کودک و رتق و فتق امور هستیم که این درگیری‌های اجتناب‌ناپذیر صبحگاهی می‌توانند تمام روز را خراب کنند.

در این مقاله کوشش خواهیم کرد تعدادی از مشکلات والدین و کودکان که معمولا موجب گرفتاری‌های صبحگاهی می‌شود و همچنین راه‌هایی که می‌توان از آنها اجتناب کرد یا تغییرشان داد را مورد بحث قرار دهیم. هنگامی که راه‌های پیشنهادی را امتحان کردید، مشاهده خواهید کرد که این راه‌حل‌ها چه تغییر عمیقی در شروع برنامه‌های روزانه خانواده شما و همچنین دیدگاه مثبت‌تر اعضاء خانواده نسبت به یکدیگر و نسبت به روز در پیش‌رو، ایجاد خواهد کرد.

نظر مشاور کودک در مورد کودک سحرخیز
کودکانی که صبح‌ها خیلی زود از خواب برمی‌خیزند: زمانی که کودک شما صبح‌ها چنان زود از خواب برمی‌خیزد که باعث دردسر شما می‌شود، چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ اگر کودک شما با زود برخاستن، خواب شما را برهم می‌زند و یا با پرسه زدن خودسرانه در اطراف خانه موجب نگرانی شما می‌شود، می‌توانید به او یاد دهید که در چنین مواقعی دوباره به خواب برود و یا به آرامی در رختخواب خود بازی کند. ولی در درجه اول باید بررسی کنید که آیا میزان خواب او کافی است یا نه.

واقعیت این است که بعضی از کودکان به خواب بسیار کم‌تری نسبت به کودکان دیگر نیاز دارند. میزان خواب کافی در مورد یک کودک می‌تواند دوازده ساعت و در مورد کودک دیگر هشت ساعت باشد. گاهی کم‌خوابی می‌تواند نشانگر فعال بودن بیش از حد باشد ولی معمولا صرفا نمایانگر تفاوت بین افراد است. اگر میزان خواب کودک شما آن قدر نیست که روز را به خوبی بگذراند، وظیفه شما این است که به او یاد بدهید هنگامی که از خواب برمی‌خیزد،

چطور مجددا به خواب برود و یا این که چطور بیشتر بخوابد. ولی اگر با این مقدار خواب، کاملا راحت و شاداب است وظیفه شما این است که به او یاد دهید تا رسیدن موقع مناسب برای بیدار شدن سایرین، در یک مکان امن و یا رختخواب به آرامی و بدون سروصدا بازی کند.روانشاسی کودک

تعیین وضعیت خواب کودک
با پرسش‌های زیر می‌توانید وضعیت کلی خواب کودک را تعیین کنید:

۱- آیا کودک همیشه نسبت به همسالانش کمتر می‌خوابد؟

۲- هر شب چند ساعت می‌خوابد؟

یک هفته میزان خواب شبانه کودک را یادداشت کنید و سپس میانگین آن را محاسبه نمایید. متوسط خواب شبانه کودک چقدر است؟

۳- آیا میزان خواب کودک هر شب تقریبا یکسان است و یا این که تفاوت زیادی بین مقدار خواب او در شب‌های مختلف وجود دارد؟

۴- آیا معمولا کودک صبح‌ها شاداب است؟ آیا تا هنگام خواب بعدازظهر یا خواب شب «دوام» می‌آورد و یا این که مجددا به خواب می‌رود؟

اگر میزان خواب شبانه کودک تقریبا هر شب به یک اندازه است و معمولا صبح‌ها شاداب است، احتمالا خوابش کافی است و تنها باید آموزش ببیند که وقتی شب‌ها به خواب نمی‌رود یا این که صبح‌ها زود از خواب بیدار می‌شود، به آرامی در رختخواب بازی کند. اگر کودک به خواب بیشتری نیاز دارد، می‌توانید روش‌های زیر را به کار گیرید تا با تغییر عادت‌های خوابیدن، کودک بتواند بیشتر بخوابد:

آموزش زمانبندی خواب به کودک
چطور به کودکان آموزش دهیم که بیشتر بخوابند. بعضی از کودکان به راحتی به خواب می‌روند، ولی عادت دارند قبل از ساعت مقرر از خواب برخیزند. راه حل‌های زیر می‌توانند به چنین کودکانی بیاموزند چطور تا رسیدن ساعت مناسب برای بیدار شدن، مجددا به خواب روند.

قاطع باشید. هنگامی که کودک زود از خواب برمی‌خیزد، با قاطعیت از او بخواهید که دوباره بخوابد و یا این که تا هنگامی که به سراغش نرفته‌اید در رختخواب بماند. در مورد بعضی از کودکان همین کافی است؛ البته به شرط آن که کودک حس کند شما واقعا این حرف را جدی می‌زنید.

انتظار معجزه نداشته باشید. بیشترین چیزی که می‌توانید انتظار داشته باشید، افزایش تدریجی زمان خوابیدن است. اگر کودک نوپای شما ساعت ۶ صبح از خواب برمی‌خیزد، از او انتظار نداشته باشید که روز بعد ساعت ۸ صبح از خواب برخیزد. اگر فردای آن روز ساعت شش و پانزده دقیقه و روز بعد ساعت شش و سی دقیقه از خواب برخیزد، پیشرفت زیادی کرده است. سعی کنید در این مورد به تدریج به حالت ایده‌آل برسید.

به کودک اطمینان خاطر بدهید. بعضی از کودکان نگران این هستند که مبادا بیش از حد بخوابند. آنها را مطمئن کنید که در صورت لزوم آنها را از خواب بیدار خواهید کرد. و یا این که بالای سر آنها ساعت زنگ‌دار بگذارید.

قانون «پنج دقیقه صبر کن» را اجرا کنید. احتمالا شما نیاز دارید که به جای کودک، خودتان را تقویت کنید. هنگامی که صدای گریه و یا حرکت کردن کودک را شنیدید، سریعا سراغ او نروید. ابتدا پنج دقیقه صبر کنید و سپس به اتاق او بروید؛ مگر مواقعی که فکر مبی‌کنید کودک واقعا مشکلی دارد. بعد از چند روز می‌بینید که کودک بلافاصله یا کمی بعد دوباره به خواب می‌رود. اگر هنوز زود از خواب برمی‌خیزد، دوباره این قانون را به کار ببرید.

به کودک پاداش دهید. در مورد کودکی که حرف‌ها را به خوبی می‌فهمد، می‌توانید از پاداش دادن استفاده کنید. این روش معمولا در مورد کودکان بالای سه سال به خوبی موثر واقع می‌شود. برای کودک اهداف جزئی انتخاب کنید تا به تدریج به آنها برسد.

اگر به عنوان پاداش به کودک یک اسباب‌بازی می‌دهید، اطمینان حاصل کنید که اگر بدون حضور شما با آن بازی کند، خطری او را تهدید نمی‌کند. کودکان را با اسباب بازی‌هایی که به راحتی از یکدیگر جدا می‌شوند و به صورت اجزاء کوچک قابل بلع درمی‌آیند، تنها نگذارید. همچنین در مورد اسباب بازی‌هایی که سیم دارند احتیاط کنید. ممکن است بخواهید که جدول جایزره را با مورد بعدی (تمرین مثبت) همراه کنید.

از روش تمرین مثبت استفاده کنید. این روش به کودک شما امکان می‌دهد که مهارت‌هایی را فراگیرد و در صورت لزوم از آنها استفاده کند. بسیاری از کودکان نمی‌دانند وقتی از خواب برخاستند چطور دوباره به خواب بروند.

هنگام روز کنار کودک خود دراز بکشید و با او در مورد این که چطور به خواب برود، صحبت کنید. از او بخواهید چشمانش را ببندد؛ سپس با صدایی ملایم و آرام‌بخش داستانی را با این مضمون تعریف کنید که چطور موج‌های ساحل به دنبال همدیگر می‌آیند تا کنار ساحل بازی کنند و سپس مجددا به خانه برمی‌گردند. در هنگام خواب به او یادآوری کنید که چطور به آرامی دراز بکشد، چشم‌هایش را ببندد و به موج‌هایی که داستانش را تعریف کرده‌اید، فکر کند.

به کودکان بزرگ‌تر یاد دهید که چطور در ذهن خود «گوسفند بشمارند» و یا صحنه‌های آرام‌بخشی را مانند آنچه شما برایشان تعریف کرده‌اید، پیش خودشان مجسم کنند. از روش‌های کسب آرامش استفاده کنید. به کودکان پنج ساله یا بزرگ‌تر روش‌های کسب آرامش را یاد دهید. از روش تمرین مثبت استفاده کنید و از کودک بخواهید که روی این روش‌ها تمرین کند، تا بداند هنگامی که بسیار زود از خواب برخاست، چه باید بکند.

بازی در رختخواب یک رویکرد روانشناسی
چطور به کودک ود آموزش دهیم که در رختخواب بازی کند. بسیاری از کودکان نمی‌دانند که چطور باید تا هنگامی که اجازه بیرون آمدن از رختخواب را پیدا کنند، وقت بگذرانند. بنابراین شما باید با ایده‌های ابتکاری آنها را مشغول نگه دارید. حتما برنامه‌ریزی قبلی داشته باشید و از شب قبل در مورد این که صبح چطور باید گذرانده شود، تصمیم بگیرید. سپس به خاطر داشته باشید کودک را تشویق کنید که یاد بگیرد صبح‌ها به آرامی و بدون وجود شما بازی کند. سپس ایده‌های زیر را به کار ببرید:

هنگامی که سراغ کودک می‌روید تا روی او را بپوشانید، یک اسباب‌بازی در رختخواب او بگذارید تا صبح هنگامی که از خواب بیدار شد، به‌طور غیر منتظره آن را پیدا کند. اسباب‌بازی را هر روز یا هر چند روز یک بار عوض کنید.

منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-روانشناسی کودکان:کودکان و مشکلات صبحگاهی
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

امروزه اختلالات روانی زیادی وجود دارد.

اوتیسم یک اختلال رشدی است که با رفتارهای ارتباطی غیرعادی مرتبط است.

علائم این اختلال در اولین سالهای زندگی ظاهر می شود و علت اصلی آن ناشناخته است.

این اختلال در پسران شایع تر از دختران است.

این اختلال ناشی از رشد طبیعی مغز در منطقه است.
تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی در این زمینه مختل می شود.

نیمی از کودکان مبتلا به اوتیسم قادر به استفاده از زبان به عنوان ابزار اصلی برقراری ارتباط با دیگران نیستند.

استفاده از ضمایر “من” ویژگی کلامی این کودکان نیست.

مسائل گفتاری دیگر، کلمات و جمله های تکراری هستند.

علت اوتیسم چیست؟
اوتیسم یک ناتوانی طولانی مدت است که منجر به اختلال رشد عصبی در فرد می شود.

اگر چه اوتیسم به نظر می رسد غیر معمول، داده های اخیر نشان می دهد که شیوع اوتیسم تا بیست مورد در هر ده هزار تولد است.

اوتیسم در پسران چند برابر بیشتر از دختران است.

اگر چه علت اصلی آن شناخته شده نیست، مطالعات و مطالعات بسیاری در سال های اخیر انجام شده است.

مطالعات منشا بیولوژیکی و عصبی مغز را برجسته کرده است.

بسیاری از خانواده ها سابقه ای از اختلالات اوتیسم یا اختلالات مرتبط با آن دارند که نشان می دهد ریشه ژنتیکی است، هرچند هیچ ژن خاصی برای اوتیسم شناخته نشده است.

محققان در مورد نقش ژنتیک در علل اوتیسم اختلاف نظر دارند و برخی از آنها ترکیبی از ژن های مختلف را به عنوان علت اختلال ایجاد می کنند.

نظریه های متعددی درباره اوتیسم مطرح شده اند که دقیقا ثابت نشده اند.

علائم اوتیسم چیست؟
افراد مبتلا به اوتیسم معمولا حداقل نیمی از علائم ذکر شده در زیر را نشان می دهند.

این علائم از خفیف تا شدید متفاوت است.

در موقعیت های کاملا متفاوت، رفتارهایی که با سن فرزند سازگار نیستند مشاهده می شود.
مشکلات کلیدی شدید وجود دارد
دشوار است برای بیان نیازها و استفاده از حرکات و حرکات به جای کلمات. آنها اغلب استفاده از ضمایر را عوض می کنند، به جای استفاده از “من”، آنها از “ما” استفاده می کنند.
کلمات یا جملات دیگران را تکرار می کنند.
خنده و گریه ناعادلانه است و برای هیچ دلیل خاصی نگران و مضطرب می باشند.
آنها یک خط مماس ایجاد می کنند و به دلایل دیگری که برای دیگران واضح نیست، بسیار ناراحت هستند.
آنها قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیستند.
دوست ندارم دیگران را بپوشانم
آنها تماس چشم یا تماس با چشم ندارند.
آنها به روش معمول پاسخ نمی دهند.
با اسباب بازی به درستی بازی نکنید.
مثل چرخش و نوسان
احساس درد کمتر یا بیشتر از حد.
از خطرات ترسیدن یا نترسیدن
تحرک یا عدم تحرک.
آنها به سخنرانی ها یا صداهای واکنش نمی دهند و پاسخی نمی دهند، اگرچه حس شنوایی سالم است.


سایت مشاورانه “moshaveraneh” در کنار شماست.

اشتباهات در مورد اوتیسم:
کودکان مبتلا به اوتیسم هرگز تماس چشمی ندارند.
کودکان عادی، نابغه هستند.
کودکان مبتلا به اوتیسم صحبت نمی کنند
کودکان اوتیستیک قادر به نشان دادن عشق خود نیستند.
آموزش نوروفیدبک توسط صدها کارشناس بالینی در مشاوره روانشناسی انجام می شود تا به هزاران کودک طیف اوتیسم کمک کند تا اوتیسم را درمان کنند.

به طور مداوم گزارش می دهد که کودکان خود را هنگامی که نوروفیدبک را شروع می کنند آرام تر می کنند و احساسات را بهتر مدیریت می کنند.

منبع:کانون مشاوران ایران-۷ روش درمان اوتیسم با دارو یا بدون دارو با نوروفیدبک
 

  • سارا پارسایی
  • ۰
  • ۰

آیا کودک من دارای ADHD می باشد؟
معمولا ADHD کودکان در زمانی شروع می شود که آنها در دوره نوجوانی باشند، به نحوی که سن متوسط تشخیص های صورت گرفته، ۷ سالگی می باشد.

ممکن است که کودکان بزرگ تر یک سری از علائم ADHD را نشان بدهند، ولی آنها به جای تشخیص دادن این علائم در مراحل اولیه زندگی، در اغلب مواقع این علائم را در خودشان نگه می دارند.

علائم رایج مربوط به ADHD در کودکان
رفتار متمرکز بر خود
رایج ترین علامت ADHD عبارت از عدم  توانایی برای شناسایی نیازها  و تمایلات سایر افراد می باشد.

این مورد می تواند منجر به دو علامت بعدی شود که عبارتند از: وقفه و مشکل داشتن در حین منتظر ماندن برای نوبت آنها.

آیا کودک من دارای ADHD می باشد؟
آیا کودک من دارای ADHD می باشد؟
ایجاد وقفه
رفتار متمرکز بر خود در یک کودک مبتلا به ADHD می تواند منجر به ایجاد اختلال و توقف در حین صحبت کردن سایر افراد یا خاتمه دادن  به مکالمات یا بازی هایی شود که خودشان در آن شرکت ندارند.

مشکل داشتن در حین منتظر ماندن برای نوبت خودشان
کودکان مبتلا به ADHD ممکن است در منتظر ماندن برای نوبت خودشان در فعالیت های کلاسی یا در حین بازی کردن با سایر کودکان، یک سری مشکلاتی داشته باشند.

ناراحتی های عاطفی
یک کودک مبتلا به ADHD ممکن است که در کنترل عواطف خودش مشکل داشته باشد.

ممکن است که آنها در زمان های نامناسب، یک سری رفتارهای خشمگینانه از خودشان نشان بدهند.

کودکان و نوجوانان می توانند کج خلقی ها و قشقرق های خشمگینانه داشته باشند.

بیقراری
اغلب کودکان مبتلا به ADHD نمی توانند در یک جا بنشینند.

ممکن است که آنها بخواهند بلند شوند و در اطراف قدم بزنند، ناآرام باشند، یا زمانی که مجبور می شوند بر روی صندلی بشینند، پیچ و تاب بخورند.

مشکل داشتن برای آرام بازی کردن
ایجاد حالت بی قراری می تواند باعث شود که کودکان مبتلا به ADHD در آرام بازی کردن یا آرامش داشتن در فعالیت های مربوط به فراغت، مشکل داشته باشند.

کارهای ناتمام
یک کودک مبتلا به ADHD، به موارد مختلفی علاقمندی نشان می دهد، ولی ممکن است که آنها در اتمام این وظایف مشکل داشته باشند.

منبع:مرکز مشاوره-آیا کودک من دارای ADHD می باشد؟
 

  • سارا پارسایی